شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
نیست در گوش جز نوای علی
حاج کمال مشکسار
حاج کمال مشکسار( قصیده ها )
140

نیست در گوش جز نوای علی

نیست در گوش جز نوای علی
نیست در قلب جز ولای علی
سازمان دو کون بی تردید
کمترین صنعت و بنای علی
گر بخواهی که حق شود راضی
رو به دست آر تو رضای علی
گر بخواهی که با صفا گردی
می خور از جام باصفای علی
گر بود حاجتت لقای خدا
همه دم باش در لقای علی
نشنیدند انبیاء عظام
در دو عالم به جز صدای علی
گر بخواهی شوی خدای پرست
کن پرستش ز جان خدای علی
گر بخواهی صفای عالم جان
طائری باش در فضای علی
خواهی ار رفعتت شود چو سماء
دائماً باش خاک پای علی
گوش دل باز کن که تا شنوی
از ره جان همه ندای علی
پادشاه دو کون خواهی شد
گر شوی دائماً گدای علی
همه عالم شود فداکارت
گر شوی کلب باوفای علی
نوش جان کن دمادم از ره دل
می جام جهان نمای علی
شوی از آفتاب روشن تر
گر فتد بر دلت ضیای علی
بی شک از هر مرض شفا یابی
گر بنوشی ز دل دوای علی
حرم قدس و بیت حق باشد
به خدا گلستان سرای علی
زندۀ ملک جاودان گردی
گر کنی جان خود فدای علی
ملکوت است دم به دم چو ملک
طائف عرش کبریای علی
عاشقان خدا شده فانی
ز می دولت بقای علی
کرسی و عرش و فرش و لوح و قلم
شده موجود از قوای علی
کسوت و تاج انبیاء کرام
عکسی از افسر و ردای علی
قوت روح است و قوّت دل ما
رخ زیبای جان فزای علی
برده از یاد خود هوای بهشت
هر که افتاده در هوای علی
بگرفته تمام ملک وجود
حکمت و علم و عشق و رای علی
کرده تقدیر رزق موجودات
قلم علم ما مضای علی
جمله ذرّات روز و شب مستند
ز می ناب اولیای علی
مس دل زر شود به امر خدا
از دم همچو کیمیای علی
چشم دل باز کن که تا نگری
شمس روی خدا نمای علی
شد شناور به بحر عشق خدا
هر که گشته است آشنای علی
آرزو می کند (کمال) مدام
می گلرنگ غم زدای علی