شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
شمارهٔ ۵۲
صائب تبریزی
صائب تبریزی( متفرقات )
119

شمارهٔ ۵۲

خوش آن شبی که کنم مست دیده بانش را
به دست بوسه دهم خاک آستانش را
حدیثی از گل رخسار او که می گوید؟
که همچو غنچه پر از زر کنم دهانش را
گلی که نیست به فرمان او، چو نافرمان
برآورم ز پس سر برون زبانش را
شهید باده چو خواهید جان نو یابد
به چوب تاک بسوزید استخوانش را