965
در رخش آیات قرآن دیده ایم
ساقی جان را نمایان دیده ایم
در دل خود نور ایمان دیده ایم
جسم و جان پاک او را با علی ( ع )
متحد چون جسم با جان دیده ایم
شمس رویش را ز راه دل مدام
از رخ شاه خراسان دیده ایم
با علی ( ع ) و آل ، بیعت کرده ایم
چون ورا خود شاه مردان دیده ایم
از لبش اسرار حق بشنیده ایم
در رخش آیات قرآن دیده ایم
کرده ایم از جان طواف کوی او
چون دلش را عرش رحمان دیده ایم
سجده آوردیم او را از وفا
چون که او را نور یزدان دیده ایم
چون زدستش جام می بگرفته ایم
خویش را مست و غزلخوان دیده ایم
چون شدیم از دل غلام درگهش
خویش را برتر ز شاهان دیده ایم
چون به دربارش پناه آورده ایم
خویش را در بحر غفران دیده ایم
هر چه خوردیم از شراب ناب او
باز خود را نیز عطشان دیده ایم
حمد و لله کز عنایات خدا
جود و فضلش را فراوان دیده ایم
نطق او را از زبان خویشتن
درفشان مانند باران دیده ایم
مهر رویش را ز فضل کردگار
در « کمال » خویش تابان دیده ایم