شعرگرام - پایگاه شعر و ادب پارسی
شب
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی( دوبیتی ها )
164

شب

دست بر زلف زدم، شب بود، چشمش مست خواب
برقع از رویش گشودم تا درآید آفتاب
گفتمش خورشید سر زد، ماه من بیدار شو
گفت تا من برنخیزم، کی برآید آفتاب